ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

197

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

دمشق حمله برد . ضمنا وعده مىدادند كه با فرستادن پول و مال و سرباز ، او را در اين راه كمك كنند . ملك افضل كه زمينه را مساعد يافت ، در نيمه ماه جمادى - الاول اين سال از مصر بيرون شد و در اين انديشه بود كه روانه دمشق گردد . تا سوم ماه رجب در بيرون قاهره به سر برد و درين ماه از آن جا به راه افتاد . بدين گونه ، در رفتن درنگ كرد . اگر شتاب مىورزيد و پيش مىافتاد بىگمان دمشق را مىگرفت ولى دير كرد و در سيزدهم شعبان به دمشق رسيد و نزديك جسر الخشب فرود آمد كه تا دمشق يك فرسنگ و نيم فاصله داشت . اما نايبانى كه ملك عادل در دمشق داشت براى او پيام فرستاده و به وى اطلاع داده بودند كه ملك افضل مىخواهد بر ايشان حمله برد . ملك عادل نيز به دريافت اين پيام ، فرزند خود ملك كامل محمد را در ماردين به جاى خويش گذاشته و همه لشكريان را نيز در اختيار او نهاده بود كه محاصره ماردين را پيگيرى كنند . آنگاه خود تنها با عده‌اى از ياران زبده خويش ماردين را رها كرده و شتابان رهسپار دمشق شده و از ملك افضل پيش افتاده و توانسته بود كه دو روز زودتر از او وارد دمشق گردد . اما ملك افضل از روز بعد ، يعنى روز چهاردهم شعبان ، به سوى دمشق پيشروى كرد .